وي نوعي حكومت استبدادي جابرانه ايجاد كرد، ولي وجود آن در سدهٴ چهاردهم در مقايسه با حكومت فاشيستي ايتاليا در سدهٴ بيستم ضروريتر و كمتر وحشيانه بود. قوانين او از سال1357 تا 1816 نافذ بود. بهخاطر هوشمندي و فعاليت او بود كه اسارت پاپها در آوينيون پايان يافت و او را ميتوان از نخستين پايهگذاران وحدت ايتاليا شمرد.
بارتولو دا ساسوفراتو و بالدو دلي اوبالدي به استمرار شايستهٴ معلومات حقوقي پرداختند.
بارتولو، كه ستايندگانش او را آكورسوي تازه لقب دادند، درواقع خيلي برتر از آكورسو بود، كه مرحلهٴ والاتري از تفكر حقوقي را عرضه كرد. دامنهٴ كار او تمام موضوعات حقوقي را شامل بود ــ اعم از حقوق اساسي و اصول محاكمات. آموزشهاي او كه موجب شد مدرسهٴ پروجا، مدرسهٴ قديميتر بولونيا را تحتالشعاع قراردهد، چنان سازنده و موٴثر بود كه گويي موجب پيدايش شكل تازه و حيات تازهاي در تحصيل حقوق شد. بزرگترين شاگرد بلاواسطهاش بالدو بود كه جانشين او در كرسي استادي حقوق مدرسهٴ پروجا شد و نفوذ وي را تثبيت كرد. بالدو بيش از نيم قرن به تدريس حقوق در دانشگاه پروجا و پنج دانشگاه ديگر پرداخت، كه آخري دانشگاه پاويا بود. او آخرين دههٴ عمرش را در آن دانشگاه تدريس كرد تا سال 1400 در آنجا از دنيا رفت. بارتولو و بالدو ناظر و مستولي بر سراسر سدهٴ چهاردهم بودند. در سدههاي بعدي، دستكم تا سدهٴ هفدهم، حقوق رومي بهصورت سنّت كهني بود كه آن دو تفسير كرده بودند.
ميشد نظرهاي آنان را مورد بحث قرارداد، ولي چشمپوشي از آنها ممكن نبود.
براثر فشار سوداگري و شهرنشيني، كه به ويژه در شمال ايتاليا با سرعت رشد ميكرد، بالدو متوجه شكلبخشيدن به نظرياتي در زمينهٴ مسائل مالي و بازرگاني (از قبيل برات) شد، كه پيشينيان بدانها توجه نكرده بودند.
با گسترش مقاومتناپذير تجارت بينالمللي مشكلات مالي رو به فزوني مينهاد. در آن هنگام در ايتاليا به ويژه در فلورانس، بازرگانان و بانكداران بينالمللي همچون باردي و بعدها، فرانچسكو داتيني وجود داشتند. داتيني نهتنها در شهرهاي ايتاليا، بلكه در آوينيون، بارسلون، مايوركا و بلنسيه هم شعباتي داشت و فعاليتهاي او را ميتوان با جزئيات مورد پژوهش قرارداد، چون بايگاني موٴسسهاش در دست است. ميتوان دريافت كه چنين فعاليتهايي مسائل تازهاي پديد آورد و براي حقوقدانان افقهاي تازهاي را گشود.
رشد حقوق خصوصي بينالمللي با رشد حقوق عمومي بينالمللي قرين بود. يكي از نخستين رسالههاي غربي دربارهٴ حقوق بينالمللي را در سال 1360 جوواني دا لنيانو استاد حقوق دانشگاه بولونيا، تأليف و به كاردينال آلبرُنُث اهداكرد.1 رسالهٴ لنيانو بسيار مناسب بود،